رضا قليخان هدايت

1281

مجمع الفصحاء ( فارسي )

شهيدوار به خون اندرون گرفته مقام * غريب‌وار به خاك اندرون گرفته وطن يكى سرشك و هزاران‌هزار درد و دريغ * يكى دريغ و هزاران‌هزار گرم و حزن گسسته بر رخ بيجاده‌گون طويلهء در * گرفته در عرق گوهرين عقيق يمن چه گفت گفت دريغا اميد من كه مرا * غلط فتاد چنين در وفا و مهر تو ظن گمان نبرده بدم من كه تو بدين روزى * صبوروار ببندى زياد بنده دهن هنوز نرگس سيراب من نديده جهان * هنوز سوسن آزاد من نديده چمن هنوز ناچده از بوستان من گل كس * هنوز ناشده سير اين لبان من ز لبن به خاك تيره سپردى مرا بدست اجل * بدل گزيدى كمتر كسى ز من بر من كنار پرگل من رفته در كنار زمين * تو در كنار سمن سينگان سيم‌بدن بنفشه موى مرا خاك برگشاد گره * تو با بنفشه عذاران گره زده دامن همان كسم كه بدى صورتم جمال بهار * همان كسم كه بدى عارضم نگار ختن همان كسم كه مرا هركه ديديى گفتى * سهيل مشكين‌مويى و ماه زهره ذقن